X
تبلیغات
دف
ساز مقدس دف
اجرای تالار هنر- سلیمانیه
گروه هاواری نیشتمان
خواننده: رابه‌ر یوسف خانی
همخوان: نادیا امیر نژاد
بالابان(نرمه نای): منصور بهرام بیگی
عود: کورش قزوینه
دیوان: صلاح یوسف زاده
کمانچه: نیما پرتو نیا
کمانچه آلتو: همایون عزیزی
تنبک: وریا فرجی
دف و دایره: شادی غلامی
دهل: مونا ملایی
تامبورین، باران: هیرو شاکر
14نومبر2012


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم آذر 1391 توسط وریا فرجی

از راست به چپ:صلاحیوسف زاده(دیوان)-امیرعلیزاده(عود)-همایون عزیزی(کمانچه آلتو)-نیماپرتونیا(کمانچه)-رابه ر یوسف خانی(خواننده)-منصوربهرام بیگی(بالابان)-منا ملایی(دهل)-شادی غلامی(دف و دایره)- هیرو شاکر(باران وتمبورین)-وریافرجی(تنبک ایرانی و محلی)


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم آذر 1391 توسط وریا فرجی

نویسنده [هومن توتونچیان و امیر مقرب صمدی]

کتاب راز دف نخستین کتاب آموزش دف به شکل مصور برای کودکان در ایران است. مجموعه‌ی حاضر به همت گروهی از دست اندرکاران و هنر آموزان سازهای کوبه‌ای تهیه گردیده و حاصل سال‌ها تجربیات عملی در زمینه آموزش ساز دف به کودکان است.
صفحات رنگی و تمرینات این کتاب، کودکان را به گونه‌ای ویژه شیفته خود می‌نماید بطوری‌که هنرجویان همواره اشتیاق بیشتری برای یادگیری درس‌های تازه از خود نشان می‌دهند.
دو زبانه بودن این کتاب از ویژگیهای منحصر بفرد آن است و بدین وسیله کودکان ایرانی در گوشه و کنار دنیا می‌توانند ساز دف را آموزش ببینند.
مربیان موسیقی کودک نیز می توانند با استفاده از این کتاب، مبحث یادگیری ریتم را به گونه‌ای آسان‌تر به هنرجویان آموزش دهند.

ناصر نظر


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم مهر 1391 توسط وریا فرجی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم مهر 1391 توسط وریا فرجی

ژار
---
له داخی مەینەتی دەوران، دڵم پــڕ ئاوره ساقی
له ژاری تاڵی ژین دیسان پیاڵەی دڵ پـڕه ساقی
وەره ئەمشەو وەكوو هەرشەو، وەره ساقی دڵم خوێنه!
هـەتـاكـوو دێتـه چـاوم خـەو، حـەرامـەشـەربـەتان بێـنه!

دڵم زووخاوی لێ دەڕژێ، دەسا هەسته! بكه مەسـتم!
شـەرابی كۆن له جامی نوێ، بەخوڕ تێكه، بده دەسـتم
كـەوا كون‌كون بـووه جـەرگم، له جـەوری ماتەمی دنیـا
هەتاكوو سەردەمی مەرگم، وەره هەر تۆم دەوێ تەنیا
هەناسەی سەردی پـڕداخم دەمێكه گرتوویه ناخم
شەرابی تۆیه دەیشۆرێ؛ پەژارەی ژینی پـڕئاخم
------------------------------------
مامۆستا شەریف حوسێن پەناهی
له دەفتەری شیعری ملوانكەی شین

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم مهر 1391 توسط وریا فرجی


با استعانت از پروردگار متعال خالق و ناظر هنر زیبایی ،اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان سردشت با همکاری و همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان غربی و دفتر موسیقی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ،منطبق با فرهنگ والای ایران اسلامی بمنظور احیاء و بازشناخت گنجینه های بازمانده موسیقی اصیل نواحی مختلف میهن عزیز و حمایت و قدرشناسی تلاشهای موثر هنرمندان در صدد است تا انشاا... هفتمین جشنواره ملی موسیقی بیت و حیران را با حضور هنرمندان فعال و خلاق موسیقی از تمامی استان های کشور سربلند ایران برگزار نماید                   

اهداف جشنواره:

  • تقویت، بسط و گسترش فرهنگ غنی موسیقی بومی و فولکلور نواحی مختلف میهن عزیز اسلامی
  • شناسایی و مورد حمایت قرار دادن استعدادهای جوان موسیقی
  • ایجاد فضای رقابتی سالم با هدف تزریق شور و نشاط و تولید آثار فاخر
  • توجه به ارتقای تدریجی و هرچه بهتر سطح هنر بیت و حیران و موسیقی محلی و جلوگیری از فراموشی و نابودی هنرهای اصیل ملی
  • فراهم کردن بستر مناسب برای تبادل اندیشه های خلاق در عرصه موسیقی

بخشهای مسابقه:

  1. بخش مسابقه: تک خوانی(مقام – بیت – لاوک – حیران – هوره – بند – عاشیقی – آواهای محلی و همچنین تکنوازی سازهای اصیل زهی ،بادی و کوبه ای نظیر نرمه نای،دف،شمشال،تنبک،دوزله ،دهل ،قوپوز ،سرنا،تنبور ،دیوان ،دوتار ،چگور و ...) بر اساس سنت موسیقایی منطقه خود.
  2. بخش گروه نوازی: پذیرش گروههای موسیقی برای اجراهای سنتی ،محلی ،آیینی و ... بمنظور اجرای عمومی در شب های زمان برگزاری جشنواره

جوایز جششنواره:

نفرات اول تا سوم هر یک از بخشهای مسابقه اهدای تندیس جشنواره ،لوح افتخار و پاداش نقدی.

گروههای اول تا سوم بخش گروه نوازی اهدای تندیس جشنواره،لوح افتخار و پاداش نقدی 7 تا 10 میلیون ريالی

سایر گروههای بخش گروه نوازی راه یافته به جشنواره هر گروه کمک هزینه ایاب و ذهاب 4 میلیون ریالی.

شرایط شرکت:

  • کلیه آثار ارسالی بایستی بصورت تصویری از نمونه اجرا در قالب سی دی یا دی و یدی ، همراه مشخصات کامل اعضای گروه ،سرپرست و ... به دبیرخانه جشنواره ارسال گردد.
  • تکمیل و ارسال فرم درخواست شرکت در جشنواره یا کپی فره به همراه تصویر برگ اول شناسنامه و یک قطعه عکس برای تمامی شرکت کنندگان و یا اسکن شده ی مدارک بر روی یک حلقه سی دی.
  • شرکت کنندگان تک خوانی در بخش مسابقه می توانند از همراهی یک ساز اصیل و بومی منطقه خود بهره گیرند.
  • ارسال آثار به زبان های فارسی ،کردی،ترکی و گویش های محلی بلا مانع و استفاده از لباس و پوشش محلی مد نظر می باشد.
  • از ارائه کارهای تکراری که سنوات قبلی به جشنواره ارسال شده خوددار ینمایید.
  • ملاک بررسی آثار فرستاده شده گروهی و انفرادی موسیقی محلی، مقامی، آیینی و ... برگرفته از همان منطقه می باشد.

گاه شمار جشنواره:

آخرین مهلت ارسال آثار به دبیرخانه جشنواره :27 مهر 91 --اعلام نتایج: اول آبان-- زمان برگزاری جشنواره: 9لغایت 11آبان

مکان برگزاری: سردشت – سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391 توسط وریا فرجی




هر چه میسازد به ما که ساز نیست

دف که غوغا میکند غماز نیست

این مرید از بس که سیلی خورده است

در کف پیرش به سان مرده است

در سماع آید چو تیمارش کنی

میخرامد گر تو بیدارش کنی

هان که این دیوانه زنجیری نبود

عشق امد عقل را از وی ربود

همچو خلخال زنان مشرقی

خش خشش دارد هوای عاشقی

اهل دل را دل پر از خون میکند

خود چو لیلی جمله مجنون میکند

چون برقصد حلقهء زلف دفی

صد هزاران دل بریزد در کفی

گفت پیری با دف سردی چنین:

ای فقط رقاصهء اهل یقین

جای ضرب شصت ما بر روی تو

میگشاید بند از گیسوی تو

این چه حالست از جه غوغا میکنی؟

درد داری شور بر پا میکنی؟

این تجلای مقام درد نیست

حاصلش جز اشک و اه سرد نیست

دف بگفتا :گشتمت عمری مرید

کس به غیر از شور در حالم ندید

خواجه را اینگونه نندازش به شک

حال ما میپرسی اما با محک؟

انزمان کین نکته را اموختم

بر لبم زنجیرها را دوختم

دلبری گفتا به دلداری چنین

در مقام ذکر چون اهل یقین

((هر که را اسرار حق اموختند

مهر کردند و دهانش دوختند))

من اگر در پرده گفتم راز را

حربه ای کردم مقام ساز را

دف ببخشاید کلامم خام بود

عکس روی ساقی اندر جام بود


نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم شهریور 1391 توسط وریا فرجی



نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم مرداد 1391 توسط وریا فرجی


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم مرداد 1391 توسط وریا فرجی
بانگو(bongo)
بانگو زاده کوبا است و همواره در موسیقی سان ، در میانه ی سال های 1800 ، بکار برده شده است .
سبک سان ، ترکیبی از موسیقی آفریقایی و اسپانیایی برگرفته از بخش شرقی کوباست . امروزه بانگو یکی از نامی ترین سازهای کوبه ای لاتین به شمار میرود و می توان صدای آن را در همی سبک های موسیقی پیدا کرد . ضمنا این ساز در ایران به نام بینگو و بانگو معروف است.
bongodrums.jpg




کنگا (congo)
ساز کنگا تا میزان زیادی ، رایج ترین ساز دستی کاربردی در موسیقی مردمی به شمار می آید . ریشه کنگا از کنگوی آفریقا است ، اما ساز خمره ای شکلی که پیش از این می دیدید در واقع سازی کوبایی که از دل نواهای محلی و بومی بیرون آمده ، کنگاها را میتوان در موسیقی جاز ، راک ، بلوز ، آراندبی ، و ورگا دید .کنگا در واقع در برگیرنده سه ساز است : کوینتو ، سی گاندو یا کنگا و تومبا یا تومبادورا (اگر کنگا چهار تیکه باشد کوچکترین خانواده کنگا "ری کوینتو" نام دارد) . ضمنا به کل این ساز در ایران تومبا میگویند.

congas-drums.jpg





جیمبه (djembe)
جیمبه ساز کوبه ای - آفریقایی جامی شکل است که ریشه اصلی همه سازهای کوبه ای بشمار می آید . این ساز با ظاهر قبیله ای ، صدای پر معنی و بلند و نواختن راحت و آسانش ، تبدیل به یکی از دوست داشتنی ترین سازهای دنیا شده است. کوک سفت جیمبه ، و پوست نازک دهانه ، به اندازه زیادی بر صدای پر معنی ساز ، تاثیر می گذارد .

djembe-drums.jpg



آشیکو (ashiko)
آشیکو سازی است از آن آفریقای غربی و مانند جیمبی ، دارای دهانه ای است نازک با پوست بز و به سبب سفت بودن دهانه ، به سختی کوک می شود . اگرچه آشیکو از لحاظ شکل و شمایل با جیمبه تفاوت های بسیاری دارد ، اما صدایی همانند تولید می کند . بیشتر مردم ، آشیکو را برادر کوچک جیمبه می دانند . صدای آن همانند است، اما گستردگی صدا و توانایی اجرای صدای بم جیمبه را ندارد.ashiko-drums.jpg



ودو (udu)
اودو ، سازی است با اندامی خنده دار و جز اندک سازهای کوبه ای است که دهانه ( یا پوست) ندارد ، ولی میتوان با ضربه زدن به روی آن ، تولید صدا کرد . به جای آن کل بدنه ساز برای ضربه زدن ، تولید صدا و در یک کلام ، نواختن بکار برده می شوند .
اودو از نیجریه می آید و بر پایه افسانه ها و داستان ها از گلدانی گرفته شده است که به گونه اتفاقی ، دارای سوراخی در کنار خود بوده است . این سوراخ ، گلدان را برای نگهداری چیزهای گوناگون ، بی مصرف می ساخت . دارندگان این گلدان ، مانند افرادی که احساس ریتمیک بالایی دارند ، همان کاری را انجام دادند که هر شخص دیگری در این شرایط انجام می داد.اودو صدایی بی همتا تولید می کند : از صدای زنگ گرفته تا صدای بم کم رنگ و ضعیف.
ضمنا در بندر و بخشي از هندوستان و بلوچستان هم استفاده ميشه
كه تو بندر به نام جهله و در سه سايز جمالي ( باس ) جهله ( ميد ) گلوك ( هاي ) استفاده ميشه. در گروهای سنتی کار هم از خمره(مثل اودو) استفاده می کنند .

udu-drums.jpg




طبل

نوعی ساز موسیقی از خانواده پرکاشن است که در رده سازه‌های کوبه‌ای قرار دارد. طبل تشکیل شده از حداقل یک پوسته، به نام پوسته طبل، که به منظور ایجاد صدا بر روی بدنه آن کشیده شده‌است‌. طبل یکی از قدیمی‌ترین و پرکاربردترین سازهای دنیا به شمار می‌رود، و طرح اولیه آن طی صدها سال بدون هیچ تغییری ثابت مانده‌است.

 

دهانه بدنه که پوسته طبل بر روی آن کشیده می‌شود به طور ثابت دایره می‌باشد، اما شکلِ دیگر قسمت‌های آن بسیار گوناگون است. در موسیقی سنتی غرب، رایج‌ترین شکل آن استوانه است. سر دیگر طبل ممکن است باز باشد و یا روی آن هم پوسته کشیده باشند، که به آن طبل دوسر می‌گویند. معمولاً در بین دو سر این نوع طبل‌ها حفره‌ای ایجاد می‌کنند تا صدا تشدید شود.

در گذشته طبل به جز کاربرد در زمینه موسیقی، در ارتباطات نیز کاربرد داشته، و بعضی مواقع از آن برای فرستادن پیام نیز استفاده می‌کردند.

 

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391 توسط وریا فرجی
http://www.aparat.com/v/dc8540abd7499860d71b2a96f5eac107146171


نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم تیر 1391 توسط وریا فرجی

افلاطون : موسیقی یک ناموس اخلاقی است که روح به جهانیان، و بال به تفکر و جهش به تصور ، و ربایش به غم و شادی و حیات به همه چیز می بخشد .


ابونصر فارابی:موسیقی علم شناسایی الحان است و شامل دو علم است;علم موسیقی عملی وعلم و موسیقی نظری


ابوعلی سینا : موسیقی علمی است ریاضی که در آن از چگونگی نغمه ها از نظر ملایمت و سازگاری ، و چگونگی زمانهای بین نغمه هابحث می شود


بتهون : موسیقی مظهری است عالیتر از هرعلم و فلسفه ای . موسیقی هنرزبان دل و روح بشر و عالیترین تجلی قریحه انسانی است


لئوپددوفن: ریشه موسیقی به عهد کهن ارتباط دارد.درواقع همان روزیکه انسان توانست برای نخستین بار خوشیها ورنجهای خود را با صدا نمایش دهد ، مبداموسیقی به شمار می آید


نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم تیر 1391 توسط وریا فرجی

پیشینه و معرفی ساز تمبک

رضا ترشیزی نویسنده کتاب "هزار سال وزن در موسیقی ایرانی" می گوید: " در منظومه ساسانی یادگار- زریران مربوط به افسانه های پهلوانی اشکانیان نام تمبک Tumbak صراحتاً ذکر شده است". همچنین در مقاله ای تحت عنوان "موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشیان" به متن کتاب پهلوی زبان "خسرو پسر قباد و غلام" مربوط به زمان ساسانیان اشاره می شود که در آن نام ساز دمبک Dombak آمده است و اضافه می کند که در تمدن عیلام سازی شبیه به تمبک را می نواختند. در کتاب "موسیقی بین النهرین" اثر فرانسیس گالپین Francis Galpin ، می خوانیم که در منطقه بین النهرین (سومر) و همچنین در آسیای مرکزی و در حدود هزاره های اول و دوم قبل از میلاد، طبلی ساغری شکل از جنس برنز به نام لی لیس Lilis وجود داشته است که نوع کوچک و قابل حمل آن را لی لی سو Lilissu می نامیدند. لی لی سو شبیه "داربوکه" Darbukah عربی بوده که درنقاشی های متعلق به شهر تبس Thebes مصر و در عصر سلسله 18 فراعنه و حدود 1570 پیش از میلاد مشاهده شده است. این ساز درحالی که بر روی زانو و زیر دست چپ نوازنده قرار گرفته، با دو دست نواخته می شد. لی لی سو از جنس چوب و گل بوده و نمونه ای از آن در موزه بریتانیا نگهداری می شود. یک لوح بابلی تصویر لی لیس را به خوبی نشان می دهد.

ساز دیگری که تمبک امروزی به آن شباهت زیاد دارد، طبل های ساغری شکل هستند. حدود 400 طبل ساغری گلی مربوط به تمدن نوسنگی و عصر برنز (5000 تا 4000 سال پیش) در اروپای مرکزی -گستره بین جنوب دانمارک و آلمان- یافت شده اند. همچنین در ناحیه آلتایی روسیه در 500 قبل از میلاد نیز طبل های ساغری بوده است. یک طبل ساغری برنزی مربوط به 2800 سال قبل از میلاد مسیح نیز در جمهوری چک پیدا شده است.

امروزه می توان گونه های دیگری از طبل های ساغری را در آفریقا، شبه قاره هند و آسیای جنوب شرقی مشاهده کرد.

با وجود آن که طبل های ساغری شکل و همچنین برخی سازهای کوبه ای ایران نظیر دف و دهل، پیشینه ای چند هزار ساله دارند، تمبک در موسیقی امروزی، سازی جدید محسوب می شود. حتی در نقاشی های عمارت چهلستون اصفهان متعلق به دوره صفویه، ردی از این ساز نیست و پس از آن نخستین نشانه هایش را در دوره قاجار می توان جست و جو کرد. شکل ظاهری این ساز و امکانات اجرایی آن در ایجاد صداهای مختلف، نشان دهنده پیشرفت اش در مقایسه با سازهای کوبه ای ساده مثل دف، دایره و دهل است.

تمبک گاه به صورت تنبک و دمبک نیز تلفظ می شود که البته تنبک مصطلح تر است. در خصوص ریشه این واژه می گویند که از دو عنصر تم به معنی ضربه بزرگ بر وسط و بک به نشانه ضربه های ضعیف بر کناره های پوست ساز است. در نتیجه ترکیب تم + بک به واژه تمبک منجر شده است.این ساز علاوه بر موسیقی هنری ایران، در موسیقی های بومی لرستان و کردستان نواخته می شود و همچنین در موسیقی عامه پسند شهری موسوم به مطربی نیز مورد استفاده قرار می گیرد. این ساز از نظر شیوه نوازندگی و تا حدی شکل ظاهری، هیچ مشابهی در دیگر کشورها ندارد و ساز اختصاصی موسیقی ایرانی به حساب می آید. شاید نزدیک ترین ساز به آن "زیر بغلی" افغان ها باشد که از چوب یا گل پخته ساخته می شود. سازی کوبه ای به نام "تمپو" نیز در سواحل خلیج فارس و همچنین برخی کشورهای عربی مورد استفاده قرار می گیرد که همانند تمبک روی پای نوازنده قرار می گیرد. ولی در مجموع شیوه نواختن آن با تمبک خیلی متفاوت اس

نمونه ۵: نوازندگان آفریقایی همچنان طبل های ساغری شکل می نوازند
نمونه ۴: طبل ساغری شکل آفریقایی از جنس چوب
نمونه ۳: طبل ساغری شکل از جنس برنز
نمونه ۲: طبل ساغری شکل از جنس گل پخته
نمونه ۱: لوح بابلی و تصویری از لی لی سو
نمونه ۷: تمپو، ساز کوبه ای سواحل خلیج فارس که بسیار شبیه تمبک است
نمونه ۶: شیوه نواختن تمبک در موسیقی ایرانی

ساختمان ساز

تمبک از خانواده سازهای کوبه ای پوست دار است. این ساز از یک چوب توخالی مدور و یک قطعه پوست تشکیل می شود. چوب توخالی تمبک دو دهانه کوچک و بزرگ دارد که بر طرف گشاد آن پوست می کشند. پوست مورد استفاده معمولاً از حیواناتی مانند بره، بز، گاو و گاه شتر تهیه می شود.

تمبک در اندازه های مختلف ساخته می شود و قطر دهانه بزرگ آن بین 20 تا 28 سانتی متر متغیر است.

تمبک از معدود سازهای ایرانی است که سازندگان گاهی در تزیین آن بسیار وقت و هزینه صرف می کنند. چنان که تزیینی ترین ساز ایرانی به چشم می آید. به همین دلیل بسیاری از تمبک های زینتی غالباً برای استفاده های دکوری به فروش می رسند. گاهی اساتید نامدار نیز از نمونه های تزیین شده و گران قیمت استفاده می کنند. در حال حاضر از سازندگان مشهور تمبک می توان به نام های حلمی، همتی، شیرانی، جوزانی و ... اشاره کرد.

نمونه ۴: اندازه های مختلف تمبک
نمونه ۳: اندازه های یک تمبک معمولی
نمونه ۲: چوب خراطی شده و آماده پوست اندازی
نمونه ۱: چوب آماده خراطی برای ساخت تمبک
نمونه ۸: تمبک منبت کاری شده
نمونه ۷: تمبک نقاشی شده
نمونه ۶: تمبک خاتم کاری شده
نمونه ۵: نمایی از یک تمبک ساده




نوازندگان و شیوه های نوازندگی

آقاجان اول از اساتید درجه اول نوازنده تمبک در اوائل عصر ناصرالدین شاه قاجار بود. او در نوازندگی تمبک و خواندن تصنیف و آهنگ های ضربی بسیار مهارت داشته است. سماع حضور نیز چون از جوانی همراه ساز آقا محمد صادق خان سرورالملک استاد بی نظیر عصر خود تمبک می نواخته است، علاوه بر آموختن نوازندگی سنتور در نواختن تمبک و خواندن تصنیف و آهنگهای ضربی نیز مهارت بسیار یافت. فرزندان او حبیب و محبوب هم از هنر پدر بهره مند شدند و حبیب در تمبک و به ویژه سنتور مهارت کافی یافت و استاد مسلم سنتور زمان خود شد. آقاجان دوم فرزند داوود شیرازی نیز یکی دیگر از تمبک نوازان اواخر دوره قاجار است. وی از شاگردان سماع حضور نوازنده بزرگ سنتور زمان خود بود. از شاگردان آقاجان دوم می توان به ابوالحسن صبا اشاره کرد. رضا روانبخش یکی دیگر از شاگردان آقاجان دوم است که به واسطه استعداد و قریحه ذاتی و توجه خاص پدرش به سن جوانی در تمبک نواختن و خواندن اشعار ضربی شهرت پیدا کرد. بعدها حسین تهرانی نابغه تمبک نوازی معاصر، از تعلیم و روش او بهره مند گردید. از دیگر نوازندگان تمبک عهد قاجار می توان از حاجی احمد کاشی نام برد که در اواخر عهد ناصری و اوایل دوره مظفری می زیست. او بیشتر با میرزا حسینقلی و برادرش میرزا عبدالله (استادان معروف تار) کار می کرد و در صفحه ای که از این اساتید باقی است، تمبک نواخته است. نوازنده دیگری به نام عیسی آقاباشی اهل اصفهان بود که در اواخرعهد قاجار در تهران زندگی می کرد. صدائی خوش داشت و از اطلاعات کافی در موسیقی بهره مند بود و در نواختن تمبک و خواندن تصنیف و آهنگهای ضربی مهارت داشت. وی بعدها به عیسی آقاباشی معروف گردید.

از دیگر نوازندگان، می توان به یهودیان تمبک نوازی اشاره کرد که هنرشان مورد ستایش اساتید و قابل توجه بود، مانند مردخای عزریا معاصر ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه و جد سلیمان روح افزا (استاد تار). فرزندش ابراهیم (پدر روح افزا) نیز در نواختن تمبک مهارت داشته است. همچنین می توان از بالاخان پدر مرتضی نی داود (استاد تار) و یوسف خان معروف به هونی نام برد. همچنین زنی به نام طلعت خانم نیز علاوه بر مهارت در نوازندگی تمبک صدائی مطبوع داشت و در خواندن تصنیف و آهنگهای ضربی ماهر بود. حضور زنان در عرصه موسیقی هنری در دوره قاجار منحصر به دربار بود و بیرون از دربار تعداد کمی از گروه های مطربی نیز از وجود زنان بهره می بردند که کارشان چندان هنری نبود و صرفاً برای جذب مخاطب از زن ها استفاده می کردند.

یکی دیگر از نوازندگان مشهور تمبک، عبدالله دوامی از اساتید معتبر و آخرین بازمانده اساتید قدیم بود. وی در نوازندگی تمبک و آشنایی به نغمات و الحان و ترکیب آن و در صحت خوانندگی آواز، تصنیف، آهنگهای ضربی و تشخیص دقایق فنی موسیقی و وقوف بر دستگاه ها و تصنیف های قدیم و رایج در عصر قاجاریه همتا نداشت. استاد او در خوانندگی علیخان معروف به علی خان نایب السلطنه و مربی او در تمبک، تصنیف و آوازهای ضربی حاجی خان عین الدوله ای (شاگرد ممتاز سماع حضور) بود که اساتید فن او را بهترین تمبک نواز و تصنیف خوان زمان خود می دانستند. دوامی با داشتن استعداد موسیقی و حافظه سرشار تحت تربیت استادی چون حاجی خان و همکاری با میرزا حسینقلی و حسین خان اسماعیل زاده (استاد کمانچه) و سال ها نواختن تمبک و خواندن تصنیف با ساز آن هنرمندان نامی و نوازندگی با دیگر اساتید بزرگ زمان و استفاده از محضر آنها در مرتبه ای قرار گرفت که همه اهل فن او را در هنر خود استاد مسلم عصر شمرده اند و گفته های وی را معتبر می دانند.

ساز تمبک از دوره حکومت قاجاریه تا حدود 1340 خورشیدی، تقریباً به یک شیوه بسیار ساده همراه با سازهایی مثل تار و سنتور و کمانچه نواخته می شد. نوازندگان تمبک در این دوره زمانی معمولاً از مرتبه پایین تری نسبت به سایر نوازندگان برخوردار بودند و سطح فنی کارشان نیز هیچ گاه به پای تار نوازان و سنتور نوازان نمی رسید.

با ظهور حسین تهرانی که تمبک را نزد آقاجان دوم آموخته بود و از طرفی تحت تأثیر توصیه های ابوالحسن صبا قرار داشت، شیوه نوازندگی این ساز به طور کلی دگرگون شد و چنان پیشرفت کرد که پژوهشگری مانند ژان دورینگ معتقد است حسین تهرانی ساز تمبک را دوباره اختراع کرد. با اندک تأملی در نواخته های تمبک نوازان عصر قاجار و مقایسه آن با نواخته های حسین تهرانی به راحتی می توان فاصله زیاد این دو نسل تمبک نواز را درک کرد.

حسین تهرانی بر اساس یک سنت قدیمی تمبک نوازی، گاهی با صدای گرم خود، نواخته هایش را همراهی می کرد.

او در عین حال قادر بود برخی صداهای زندگی روزمره مثل صدای قطار باربری و چرخ خیاطی را با تمبک تقلید کند. ولی در همراهی با سازهای ایرانی هیچ گاه چنین کاری نمی کرد.

همزمان با حسین تهرانی، نوازندگان دیگری هم بودند که کم و بیش از او تأثیر گرفتند ولی به طور مستقیم شاگرد وی نبودند، مانند حسین همدانیان و جهانگیر ملک.

حسین تهرانی با ابتکاری که در این ساز به خرج داد، عملاً مرتبه تمبک و تمبک نوازی در موسیقی ایرانی را بالا برد. به همین دلیل این ساز علاقه مندان زیادی پیدا کرد و هم اینک نیز بیشترین طرفدار را دارد. حتی بیشترین استقبال غیر ایرانی ها از سازهای ایرانی، تمبک بوده است. اگر چه خیلی از علاقه مندان غیر ایرانی به دشواری های یادگیری تمبک معترض اند ولی جلوه های جالب ریتمیک این ساز و همچنین غیر ملودیک بودن آن، باعث می شود که همچنان به تمبک روی آورند. تهرانی شاگردان زیادی تربیت کرد که از شاخص ترین آنها می توان به محمد اسماعیلی، امیر ناصر افتتاح و بهمن رجبی اشاره کرد.

ناصر افتتاح خود در ترویج مکتب تمبک نوازی استادش حسین تهرانی نقش به سزایی داشت و شاگردان زیادی تربیت کرد. یکی از شاگردان معروف او بهمن رجبی است که پس از درگذشت حسین تهرانی مشق تمبک را نزد وی ادامه داد. علاوه بر بهمن رجبی، محمود فرهمند بافی، مرتضی اعیان، البرزی، امیر بابک رکنی، مهرعلی و برادران عطار از دیگر شاگردان صاحب نام افتتاح هستند. محمد اسماعیلی نیز در خصوص آموزش بسیار فعال است که از معروف ترین شاگردانش می توان به نام سیامک بنایی اشاره کرد.

نسل پس از تهرانی و شاگردان مستقیم وی، به میراث گذشته خود اکتفا نکرد و تمبک در سه دهه پس از درگذشت حسین تهرانی، سال به سال پله های پیشرفت را پیمود. چنان که غالب آگاهان موسیقی ایرانی معتقدند، هیچ سازی همانند تمبک در قرن اخیر رشد چشمگیر نداشته است. از نوازندگان خلاق نسل جدید می توان به نام های ناصر فرهنگ فر، داریوش زرگری، ارژنگ کامکار، مجید خلج، پژمان حدادی، فربد یداللهی، کامبیز گنجه ای، نوید افقه و پدرام خاور زمینی اشاره کرد.

تمبک در مقایسه با دیگر سازهای ایرانی، طرفدار بیشتری دارد. در نتیجه نوازندگان آن نیز خیلی بیشتر از سایر سازهای ایرانی هستند. بنابراین به نام های زیادی می توان اشاره کرد. مانند صیرفی، مهرورزان، علی ربانی، جمشید شمیرانی، جمشید محبی، امیر بیداریان، امیر بابک رکنی والا، سیروس اژدری، داوود یاسری، کورش بزرگ پور، ایرج طباطبایی، محمد قوی حلم، اکبر صادقی، محمد رضا بنایی، محمد علی رفیعیان، رشید کاکاوند، غلامحسین اسماعیل زاده ها، حمید قنبری، فرید خردمند، بهزاد رضوی نیا، پرویز خسرو بیگ، پژهام اخواص، سعید رودباری، بهنام سامانی، سعید حسین پور، رضا سامانی، همایون شجریان، بهرام شمس، کامران یعقوبی، آرش فرهنگفر، گوهرناز مسائلی، آساره شکارچی، مریم ملا، احمد مستنبط، حامد موسوی، سحاب تربتی، حامد زند، مهرداد اعرابی، فرهاد صفری، کامران منتظری، پیمان ناصح پور، سیامک چوپان، آرش اسلامی، مینوس صداقت کیش، علی مسعودی، کوشان یغمایی و ... که البته برخی از ایشان صرفاً در حوزه آموزش فعال شده اند و برخی دیگر اجراهای متعددی را به صورت زنده و ضبطی در کارنامه خود دارند


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هجدهم خرداد 1391 توسط وریا فرجی
له دوای خنکانی هه ڵه بچه
سکاڵایێکی درێژم ....
نووسی بۆ خوا
به ر له خه ڵکی بۆ دره ختێکم خوێنده وه
دره خت گریا
له په نایا باڵنده یه کی پۆسته چی وتی باشه کێ بۆت ده با ؟!
گه ر به ته مای منی بیبه م
من ناگه مه عه رشی خوا!!
بۆ شه و دره نگ
فریشته ی ره ش پووشی شیعرم
وتی : تۆ هیچ خه مت نه بی
من بۆت ئه به م ، هه تا سه ری
تا که شکه لان
به ڵام به ڵینت ناده مێ
خۆی نامه که م لێ وه رگرێ


خو ده زانی خوای گه وره کێ ئه یبینی ؟!
وتم سپاس ... تۆ هه ڵفڕه
فریشته ئیلهام هه ڵفڕی و
له گه ڵ خۆیا سکالای برد
روژیی دوایی که هاته وه
سکرتیری پله ی چواری نووسینگه ی خوا
«عوبه ید » ناوی هه ر له سه ر هه مان سکاڵا
به عه ره بی بۆی نووسیبۆم
گه وجه !!!!
بیکه به عه ره بی که س لێره کوردی نایزانی و
نایبه ن بۆ خوا

شیرکو بی که س


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم خرداد 1391 توسط وریا فرجی
گه لی یارن
کاتی مردم ، ده خیلتان بم !
له م غریبستانه مه منیژن
جه سته ماندووه خه مریژه که م بسووتینن
خوله میشه خه مباره که م
به ئاوی دیجله بسپیرن!
دیجله دمبا بو ئوقیانووس
دبمه هه لم و ده گریمه وه بو ئاسمان
بای زریانیش هه لده کات و
جسته ی سپیی چه شنی هه ورم
ده باته وه بو کوردستان!
دلته نگ ، دلته نگ
له سر چاوکه ی ژیانموه وه
چه شنی هه وریکی خه ماژو ، داده باریم
له سر کویستان و له پی دشت و دارستانا
داده باریم ، توزقال توزقال
ژیله موی دل دادبه ش ده که م
به سر هه موو کوردستانا!



(
جه لال مه له ک شاه)


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم خرداد 1391 توسط وریا فرجی

دف را بزن! بزن! كه دفيدن به زير ماه در اين نيمه شب، شب
دفماهها

فرياد فاتحانه ي ارواحِ هايهاي و هلهله در تندري ست كه مي آيد

آري، بدف! تلالوِ فرياد در حوادث شيرين، دفيدني ست كه

ميخواهد فرهاد

دف را بدف! كه تندرِ آينده از حقيقت آن دايره، دميده، دمان است

و نيز دمان تر باد
!
دف در دفِ تنيده و، مه در مهِ رميده، خدا را بدف! به دف روحِ آسمان، به دف روحِ من بدف
!
شب، بعد از اين سكوت نخواهد ديد

من، بعد از اين شب توفاني

تا صد هزار سال نخواهم خفت

شب را بدف! دفيدنِ صدها هزار دف
!
مهتاب را

با روح من بدف! دف خود را رها نكن، تو را به لذت اين لحظه

ميدهم قسم، دفِ خود را رها

نكن
!

 روح!
گيسو بلند!
قيقاج ــ چشم!
ابرو كشيده سوي معجزه ها، معجرِ هوس!
خشخاش ــ چشم!
خورشيد ــ لب!
دزدِ هزار آتش، اي قاف! اي قهقهِ گدازه ي مس در تب طلا،
دفدفدفِ تنورِ تنم را بدف! دف خود
را رها نكن!


سياره هايِ دف
در باغهاي چلچله ميكوبند
دفدفددفددف
از اين قلم
چون چشم تو
خون ميچكد
دفدفددف


يك زن كه در سواحل پولاد ميدويد
فرياد زد: خدا، خدا، خدا تو چرا آسمان تهران را از ياد برده اي؟
دف صورت طلايي ماه تمام را از آسمان به زن ايثار كرد

دفدفددفددف
دفدفددفددف
دفدفددفددف

محبوب من!
اي آسمان!
زنمردِ روح!
راز ترنج!
خشخاش ــ چشم!
دفدفدفِ تنور تنم را بِدف!
اي كردِ روح!
كركوك را به صولت فرياد خود بكوب،
بر كوه قاف!
دفدفددف
دفدفددف
سيمرغ جان، بِدف! دفِ البرز را بدف! دفينه ي ارواحِ سنگ را بيدار كن! البرز را بيدار كن!
دفدفددف
دفدفددفددف
ارواحِ سنگ گشته ي اجداد خواب را بيدار كن!
سيمرغ جان!
بيداد كن!
دفدفددف
دفدفددفددف
دفدفددفددفددفدف


وقتي كه بر صحاريِ ياقوتي
دفدفد فست كه ميكوبد
طالع شويد بر من و بر شانه هاي من،
اي سينه هاي دف!
دفدفدفست كه ميكوبد
انگشتِ ارغوان
با مشتي از
عطر و عسل
دفدفدفست
دفدفدفست كه ميكوبد
من ساحلم
امواج
دفدفدفست كه ميكوبد
خاكم
سمِ ستور
دفدفدفست كه ميكوبد

روح قديم قونيه در زير خاك، آتش گرفته، قونيه بر شانه هاي خاك،
چون ارغوان و لاله
دميده ست
دفدفدفست كه ميكوبد
بر قونيه

آه اي جوان!
اي ارموي!
اي روحِ دم زدن!
دفدفدفست كه ميكوبد
بر مولوي

بر دشتهاي شادِ برشته نوشته است
تبريز،
شمس را
اي ارموي!
اي بابِل جوان زبانهاي اولين
روح قديم قونيه در زير خاك، آتش گرفته، قونيه بر شانه هاي خاك،
چون ارغوان و لاله
دميده ست
دفدفدفست كه ميكوبد
بر قونيه

باد از كمركش سبلان ميزند اريب و، به درياچه اي كه بر آن قوم
ماد اتراق كرده است، فرو
ميريزد
دفدفدفست كه ميكوبد
خورشيدي از سهندِ سحرخيز ميزند چشمك، بر قله هاي منتظر
كوه ماد، به الوند
زرتشت شرقهاي كهن در ميان ماست
دفدفدفست كه ميكوبد
بر بامهاي ما

شير شتر
بر بام ظهر
شطحِ شراب
بر قامت زبان
دفدفدفست كه ميكوبد
دريايِ زنبق است كه بر پشت بام ما
بيتوته ميكند
دفدفدفست كه ميكوبد
روي هدف
دفدفدفست كه ميكوبد
دفدفدفست
دفدفدفست
دفدفدفست كه ميكوبد

آه، اي جوان! اجازه بده تا ببوسمت!
آن حنجره
بوسيدني ست
اي ارغوان!
آه، اي جوان!
مشتِ عسل!
عطر و عسل!
بوسيدني!
اي حنجره
اي ارغوان!

دفماهِ من به د‌ور جهان چرخ ميزند
در پشت دف
ماهِ تمام
ماهِ تمام
ماهِ تمام
دفدفدفست كه ميكوبد
اشك و عسل!
رطلِ شراب!
اي آبشار!
دفماهِ من به دور جهان چرخ ميزند
دفماهِ من
زنمردِ من
روي هدف!
روي هدف!

دف را بزن! بزن! كه دفيدن به زير ماه در اين نيمه شب، شبِ
زرتشت شرقهاي كهن در ميان ما
فريادِ فاتحانه ارواحِ هايهاي و هلهله در تندري ست كه ميآيد
دفماهِ من به دور جهان چرخ ميزند
دفهاي نور، هاله ي سياره هاي سر
از آسمانِ حيرت گردنها
از شانه هاي شاد تجلي ها
سر ميپرد
سر ميجهد
سر را
دف ميزند
دف را
سر ميزند
شمشير دفدفست كه سرهاي خلق را
از بيخ ميزند
سر ميزند
دف ميزند
آه، اي جوان!
اي ارغوان!
آن حنجره
بوسيدني ست!
بوسيدني!
سر ميزني!
شمشير دفدفست كه سرهاي خلق را
از بيخ ميزند
دف ميزني؟
سر ميزني؟


گردنكشانِ سرخ جدا از سر
گردنكشانِ معجزه، در راههاي دور
رنگين كمانِ حيرتِ دفدفدفست كه ميكوبد را
با خويش ميبرند
در رهگذار باد، هزاران ستاره نيز
دفدفدفست كه ميكوبد را
فرياد ميزنند
آنك ستاره ها همه سياره هاي سر
سياله ي طراوتي از شيوه هاي دف، دفدفدفست كه ميكوبد،
ميبارد
دف مثل مخملي ست كه با سحرش
سياره هاي عاشق و شيدا را
پوشانده است


دورت بگردم، اِي دفِ ديوانه، اِي دفِ ديوانه، دفدفِ ديوانه، اِي ي ي
ي . . .
دورت بگردم، اِي دفِ ديوانه، اِي ي ي ي . . .
دورت بگردم، اِي دفِ ديوانه، اِي دفِ ديوانه، دفدفِ ديوانه، اِي ي ي
ي. . .
اِي ي ي ي . . .
اِي ي ي ي . . .
دورت بگردم، اِي دفِ ديوانه، اِي ي ي ي . . .
اِي ي ي ي . . .

 شعراز استاد رضا براهنی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دهم اسفند 1390 توسط وریا فرجی
به گزارش روابط عمومی دفتر آموزش و توسعه فعالیت های هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، عصر دوشنبه دهم بهمن 90 در مراسم اختتامیه چهارمین جشنواره آثار و تولیدات آموزشگاه‌های آزاد هنری سراسر کشور که در مجتمع خاتم‌الانبیا (ص) رشت برگزار شد، برترینهای این جشنواره معرفی شدند.


کسب رتبه اول گروه نوازی به گروه تنبک نوازان آموزشگاه موسیقی لاوژه سقز

کسب رتبه اول تکنوازی ساز عود به رامیار عارفی

کسب رتبه دوم تکنوازی سنتور به کاوان کریمی

کسب رتبه دوم سازهای کوبه ای به بهنام اردلان (دف)از شهرستان سقز احتصاص یافت

واین خود افتخاری بود برای همه مربیان ودست اندرکاران آموزشگاه


نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم بهمن 1390 توسط وریا فرجی
دبیرخانه چهارمین جشنواره ملی آثار وتولیدات هنرجویان آموزشگاه‌های آزاد هنری (مقدماتی المپیاد هنر) آغاز به کار کرد.

به گزارش روابط عمومی دفتر آموزش وتوسعه فعالیت‌های فرهنگی و هنری وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، چهارمین جشنواره آثار و تولیدات هنرجویان آموزشگاه‌های آزاد هنری سراسر کشور (مقدماتی المپیاد هنر) در رشته‌های (موسیقی، تجسمی، خوشنویسی ونمایش)  8 الی 10 بهمن ماه جاری در استان گیلان برگزار می‌شود.
بنا به پیشنهاد عیسی کشاورز مدیر کل دفتر آموزش و توسعه فعالیت‌های فرهنگی و هنری، طی حکمی از طرف حمید شاه آبادی معاون وزیر در امور هنری، منصور ایمانی مدیر کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان گیلان به عنوان دبیر جشنواره مذکور منصوب گردید.
شایان ذکر است، داوطلبین می توانند با مراجعه به پایگاه اطلاع رسانی  www.amoozeshehonar.ir  ضمن دریافت فراخوان، اطلاعات مربوط به آثار خود  را به دبیر خانه جشنواره ارسال نمایند.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 توسط وریا فرجی

به گزارش ایرنا، در این جشنواره كه به مدت سه روز در شهرستان مرزی سردشت در آذربایجان غربی برگزار شد هنرمندانی از 25 استان كشور حضور داشتند كه در دو بخش مسابقه و جنبی با یكدیگر به رقابت پرداختند. در آیین اختتامیه این جشنواره هیات داوران در 'لاوك' عثمان صادقی از ارومیه، 'حیران' محمد امین رسولی از سردشت، در 'هوره' ولی كمری از ایلام در 'بیت و بند' ریبوار حاجی خدایی' از سردشت و در 'عاشیق لر' نجات یزدان بخش از میاندوآب را حائز رتبه های نخست اعلام كردند. در بخش 'مقام' احمد كشواد از كلاله گلستان رتبه نخست را كسب كرد، طه رسولیان پور از پیرانشهر دوم و اردشیر رضایی از لرستان به مقام سوم دست یافتند. در 'سازهای بادی' سعادت شیرزادخوانی از اصفهان، محمد جعفر سپهوند از لرستان و محمدحسین صارمی از بوشهر اول تا سوم شدند. در 'ساز زهی' محسن میرزاد از كرج اول ، غفور محمدزاده از خراسان رضوی و سیدوحید شاه ابراهییم از اراك به ترتیب دوم و سوم شدند. در بخش 'ساز كوبه ای' وریا فرجی از كردستان به مقام نخست دست یافت و عثمان مصطفوی از مهاباد دوم شد. در بخش جنبی و گروه نوازی این جشنواره نیز گروه موسیقی سنندج به سرپرستی شهرام محمدی از استان كردستان رتبه نخست را بدست آورد ، گروه هرای از قوچان به سرپرستی نسترن ابوالحسن زاده به مقام دوم دست یافت و رتبه سوم نیز مشتركا به گروه انتظار مازنداران و میناب هرمزگان رسید. جایزه ویژه هیات داوران این جشنواره نیز بصورت مشترك به 'نادر قورهای' از كرمانشاه و ' آرش رضایی' از كردستان اهدا گردید. در اختتامیه این جشنواره همچنین از دو هنرمند خردسال 'كاوان كریمی' از كردستان و 'آران اسماعیلی' از سردشت نیز تجلیل شد. در این جشنواره همچنین از شش نفر هنرمند پیشكسوت 'ابراهیم قادری' از مهاباد ، 'احمد منده' از سردشت، 'عثمان محمدی' از بوكان ، 'خضر قادری' و 'سیدعلی رحیم پور' از سردشت و 'همت علی رضایی' از لرستان تجلیل شد. لوح 'هنرمند جوانمرد' این جشنواره نیز به حسین ولی نژاد از خراسان شمالی، محمدامین یوسفی از سردشت ، بهرام وحدتی و حسین رسولی از تبریز و ابوبكر آزررو از پیرانشهر اهدا شد. در بخش جنبی این جشنواره همچنین از هشت گروه راه یافته به جشنواره نیز با اهدای لوح تقدیر و پاداش نقدی تقدیر بعمل آمد. در ششمین جشنواره بیت و حیران سردشت 152 اثر انفرادی و 48 كار گروهی متقاضی شركت بودند كه در نهایت 70 اثر تك نوازی و تك خوانی و 13گروه در قالب گروه نوازی جواز شركت در جشنواره را دریافت كردند.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 توسط وریا فرجی
گروه دف نوازان حزین که در جشنواره منطقه ای دف نوازان ایران در استان لرستان و در شهرستان ازنا شرکت نموده بود توانست رتبه سوم گروه نوازی را در بین ۲۰ گروه مطرح وبرجسته کشوری به خود اختصاص دهد.همچنین آقای وریا فرجی نیز در بین۳۰ تکنواز دف مطرح و برجسته رتبه سوم را به خود احتصاص دهد.لازم به ذکر است این جشنوار  ۹ تیر ماه امسال برگذار شد اعضای گروه عبارت بودند از

بهنام حجازی                 مداح

بهنام اردلان                   دف نواز

بهزاد امینی                   دف نواز

عرفان محمودنژاد             دف نواز

وریا فرجی                    دف نواز وسرپرست گروه


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 توسط وریا فرجی
    

VPN

قالب بلاگفا